تبليغاتX
اندیشه های یک معلم خوافی

.

Weblog Themes By : weblog skin ]

اندیشه های یک معلم خوافی
نقبی به مسائل اجتماعی  
قالب وبلاگ
لینک دوستان
یک مدرسه زمانی از موقعیت خوبی برخوردار خواهد بود که مدیر خوبی داشته باشد. مدیری باذوق و علاقه مند ، نه ملا بنویسی که بخش نامه برایش تعیین تکلیف کند. مدیری که حوصله ی کار و تبحر مدیریت آموزشی را داشته باشد. تملقش موجب مدیریتش نشده باشد. کمی از ظواهر بپرهیزد و دل در طبق اخلاص نهد و محیط را مملو از عشق نماید.

با صداقت قدم بردارد و رضایت خاطر بالا نشینان او را از اصل کارش برحذر ندارد که اصل ، رشد اندیشه و آگاهی ست.

یک مدیر خوب ، یک مجموعه ی خوب را به همراه می آورد و مجموعه ای خوب ، موفقیت بالا را . اما این ها چگونه ظهور پیدا می کنند؟

ابتدا باید آن که مدیر را انتخاب می کند بخواهد تا مدیرش بخش نامه ای نباشد ، از تملقش بپرهیزد ، ببیند چه در چنته دارد ، شخصیتش چه قدر وابسته به میزش هست ، چه درکی از محیط کارش دارد ، چه قدر خلاق و جسور است ، در مدیریت چه چیز برایش از اهمیت بیشتری برخوردار است ؟چه اندازه از روابط عمومی بالایی برخوردار می باشد؟سپس در انتخابش حداکثر حساسیت را به خرج دهد. بعد از آن ببیند آیا مدیر برای دلش کار می کند یا برای پستش! و بیشتر ، فکرش به سمت چه کارهایی هست؟

از مدیر باید کار خواست . نگذاشت تا متملق بار بیاید. به او فهماند که هدف چیز دیگری ست!باید تفکرآموزشی را در او به وجود آورد. آن گاه به او اجازه داد تا خودش باشد. باید از او خواسته شود تا به روز (آپدیت) باشد، تا مدرسه ای به روز داشته باشد.

آن که مدیر را انتخاب می کند باید به شایستگی مدیر نیز توجه کند و اهل فن را برای این کار برگزیند، چرا که یک مدرسه ی خوب در گرو یک مدیریت خوب هست!

خلاصه آن که هرچه در انتخاب یک مدیر خوب بیشتر بکوشیم بیشتر به موفقیت نزدیک می شویم.

[ 91/02/11 ] [ 22:3 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]


       میم تو معنی کمالات عشق                      عین فقط عالم اثبات عشق

       لام تو لبیک تو و سادگی                          میم دگر معنی آزادگی


بدترین و خطرناک ترین کلمات : همه این جورند       ( تولستوی )

همیشه معلم بمانیم تا موجب رشد و تحول خود و همراهان خود گردیم.

[ 91/02/11 ] [ 15:0 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]

چرا دانش آموز نمی خواهد درس بخواند ؟ مشکل از معلم یا دانش آموز است؟ چه کسان دیگری در این قضیه مقصرند . من در یک پست دیگری به این مطلب پرداخته ام. از دانش آموز و معلم گرفته تا خانواده و نظام آموزشی و ... را در این قضیه مقصر می دانم . اما آیا با تقصیر به گردن همدیگر انداختن مشکلی رفع می شود؟ پس چه باید کرد؟

گفتیم که دانش آموز خودش باید بخواهد و به دنبال آن برود. طبعا این کار با زور و اجبار امکان پذیر نیست  با بالای سر دانش آموز ایستادن و او را وادار کردن به این که درس بخواند کاری از پیش نمی بریم. باید ذوق تحصیل را در دانش آموز ایجاد کرد ، باید به گونه ای مدرسه را درست کرد تا برای دانش آموز هر مقطع جذاب باشد. بایدروش های تدریس و خواستن از دانش آموز تغییر کند. باید فعالیت عواملی که در مدرسه مشغولند واضح و آشکار باشد و فقط انجام وظیفه در جواب دادن بخشنامه ها خلاصه نشود.  از تدریس های جذاب فقط برای جشنواره ها و کلاس های ضمن خدمت استفاده نشود. معلم به علم جدید به گونه ی جدی و صحیح مسلح شود تا حرفی جدید برای دانش آموز داشته باشد. روش های کار به گونه ای جدی تغییر کند. یک بار هم شده به گونه ای جدی برای رفع نقایص آموزشی و ... قدم برداشته شود ، آن هم با استفاده از کارشناسان خبره و اهل فن.

آنانی که در محیط اداری خدمت می کنند هر از چند گاهی به کلاس های درس فرستاده شده تا بهتر و بیشتر نقایص کار را دریافت کنند و تصمیم بگیرند!


 بقیه را در ادامه ی مطلب مطالعه فرمایید...


ادامه مطلب
[ 91/01/26 ] [ 18:7 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]
یک سال از تولد این وبلاگ گذشت.دل نوشته هایی که ابتدای امر ، بیشتر به مسائل آموزش و پرورش می پرداخت و آسیب های موجود در این نهاد را بیان می کرد ، اما پس از آن ،کم کم بیان مسائل اجتماعی دغدغه ی ذهنی و نوشتاری نویسنده شد!

یک سال با همه ی نشیب و فرازهایش گذشت و خدا را شکر می کنم که بودن این وبلاگ مرا هر لحظه بیشتر به نوشتن ترغیب می نمود.

طبعا فایده ی مهم این تارنما پیدا کردن دوستانی شریف بود که هر کدام به نوعی در طی کار مرا مورد لطف خویش قرار دادند . دوستانی که نقد و نظر شان درباره ی مطالب ارائه شده به هر ترتیبی که ارائه می شد شوق ادامه ی کار را در من دوچندان می کرد.

اینک پس از یک سال ، منتظر نقد آن توسط همه ی عزیزان هستم ، چرا که نقد دوستان در پیشرفت بهتر کار حتما موثر خواهد بود.

                                           با تشکر فراوان از همه ی عزیزان

                                                   عبدالجلیل کریم پور

[ 91/01/24 ] [ 0:32 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]
دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگری به زور بازو نان خوردی . باری ، این توانگر گفت درویش را که: چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی ؟ گفت: تو چرا کار نکنی تا از مذلت خدمت رهایی یابی؟ که خردمندان گفته اند: نان خود خوردن ونشستن به که کمر شمشیر زرین به خدمت بستن.

           به دست آهن تفته کردن خمیر             به از دست بر سینه پیش امیر

                                                *******

          عمر گرانمایه در این صرف شد               تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا

          ای شکم خیره به تایی بساز                 تا نکنی پشت به خدمت دوتا

                                     

                                                                                         (گلستان سعدی)

[ 91/01/17 ] [ 21:21 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]

 

یکی از رفتارهایی که کمتر به آن توجه کرده و خیلی سرسری از کنار آن می گذریم ، رعایت قوانین ترافیکی است!!! انگار فقط باید قانون را وقتی به درستی رعایت کنیم که مورد مشاهده ی پلیس هستیم . البته شایان ذکر است که خودرو پلیس راهنمایی نیز گاهی اوقات به قوانین ترافیکی بی توجه می شود و در جواب انتقاد شهروندان خود را به علت انجام ماموریت از این امر مستثنا می داند که گاه شاید هیچ ماموریتی نیز در کار نباشد!!! افراد نیز رانندگی صحیح را فقط در انظار پلیس انجام می دهند.



ادامه مطلب
[ 91/01/12 ] [ 19:21 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]
سودای وصل

غم عشق با تو گویم که تو محرمی به رازم

زتو جان تازه گیرم که تویی نوای سازم

به شبم بتاب جانا بنما رهی به وصلم

که زتابش خیالت ، شب و روز می گدازم

دل خسته ی مرا تو مزنش به تیر وعده

که تویی به روز و شب ها ، همه رازم و نیازم

تو چو عندلیب خوشگو بسرای شعر وصلت

که زبیت بیت حسنش ، غزلی یگانه سازم

بدر آ زکنج خلوت که دلم گرفته بی تو

نرود زسینه هرگز غم سوزم و گدازم

                                        بهار 80

[ 91/01/11 ] [ 9:53 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]


استاد حسین سمندری خوافی هنرمند دوتار نواز درگذشت.



ادامه مطلب
[ 91/01/05 ] [ 21:52 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]


             این سال جدید ، پر زعزت باشد            
                                                      پیوسته امید ، غرق عشرت باشد
      
           خواهم زخدای خویش ، هر لحظه ی آن
                                                      از جلوه ی عشق بی نهایت باشد

ادامه مطلب
[ 90/12/29 ] [ 9:16 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]
حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر ، هنر آموزید که ملک و دولت دنیا را اعتماد نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطر است، یا دزد به یک بار ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد ، اما هنر چشمه ی زاینده است و دولت پاینده . وگر هنرمند از دولت بیفتد ، غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است ، هنرمند هر جا رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند.

سخت است پس از جاه ، تحکم بردن                خوکرده به ناز ، جور مردم بردن

******

وقتی افتاد فتنه ای در شام           هر کس از گوشه ای فرا رفتند

روستا زادگان دانشمند           به وزیری پادشا رفتند

پسران وزیر ناقص عقل        به گدایی به روستا رفتند

                                                                                   گلستان سعدی

[ 90/12/29 ] [ 8:56 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]

        تبعیض خطایی است که جامعه را به سمت انحطاط می کشاند و زمینه ی بروز انزجار را در آن جامعه افزایش می دهد.گروه وتفکری که قدرت را در اختیار دارنداز سهیم کردن گروه های دیگر در قدرت وحتی استفاده از امتیازات موجود در جامعه ای که در آن زندگی می کنند جلوگیری می نمایند که این گونه رفتارها با عدالت خواهی هیچگونه سنخیتی ندارد......

بقیه را در ادامه ی مطلب مطالعه فرمایید...


ادامه مطلب
[ 90/12/28 ] [ 23:32 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]

این مُلک ، مهد مردمانی نازنین است

دُرّ کویری ، شهری از ایران زمین است

مجد و فصیح و حافظ ابرویش شهیر است

سنگان و خرگرد از بناها بی نظیر است

هم شیخ صوفی دارد و هم شاه سنجان

هم مهد همراهی و هم امید و عرفان

در آسبادش چرخش مهری به پا هست

در مهربانی های مردانش صفا هست

اینک که از وحدت تراود همتی صاف

جاوید باشد تا ابد نام تو ای خواف

                                                     اسفند 90

[ 90/12/18 ] [ 16:59 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]

فریب دشمن مخور و غرور مداح را مخر ، که این دام زرق نهاده ست و آن دامن طمع گشاده . احمق را ستایش خوش آید ، چون لاشه که در کعبش دمی فربه نماید.

    الا تا نشنوی مدح سخنگوی           که اندک مایه نفعی از تو دارد

    که گر روزی مرادش بر نیاری           دو صد چندان عیوبت برشمارد

[ 90/12/15 ] [ 7:30 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]
این مطلب زیبا به صورت ایمیل برایم فرستاده شده که چون زیبا بود در یک پست گذاشتم.
امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم !
دل به دلم بدین تا براتون تعریف کنم...


ادامه مطلب
[ 90/12/08 ] [ 23:20 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]
شهر خواف با خیابان های کم عرض و پر ترددی که دارد ، نمی تواند جایگاهی برای اعمال جریمه های سنگین باشد! وقتی از خیابان یک طرفه ی شهاب می گذری ، آن هم اول صبح دو طرف خیابان را پر از وسایل نقلیه می بینی! چه کاری می توانی انجام دهی ؟ اگر یک دقیقه هم مجبور به توقف جهت خرید روزمره یا گرفتن نسخه از داروخانه و یا کار بانکی و ... شوی ، آواز بلندگوی ماشین پلیس اعصابت را خرد میکند! باز هم بیست  یا سی هزار تومان جریمه !!! ماشینت را کجا بگذاری ؟ در پارکینگ موقت شهرداری ! همان قسمتی از پارک که گرفته شده !!! آن هم از محل بازی بچه ها !!! تازه اگر جایی باشد ، آن وقت باید مسیری طولانی را پیاده طی کنی تا به مقصدت برسی. نمی دانم چرا شورای ترافیک جهت رفع این بحران فکری نمی کند ! ....


ادامه مطلب
[ 90/12/07 ] [ 17:52 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]

ما هر ساله شاهد ترک تحصیل دانش آموزان زیادی در مقاطع مختلف و به دلایل متعدد هستیم که چنان چه آسیب شناسی و علت یابی نگردد به بحرانی عظیم در این نهاد تبدیل خواهد شد. با  توجه به گزارش مرکز آمار ایران بیش از یک چهارم دانش آموزان سالانه  ترک تحصیل می کنند . این آمار نشان می دهد که نتوانسته ایم ریشه ی این مشکل را پیداکرده و درجهت رفع آن گام برداریم.



ادامه مطلب
[ 90/12/05 ] [ 19:51 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]
گفت: هر درخت را ثمره ی معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود،

و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوش است ، و این است صفت آزادگان.

بر آن چه می گذرد دل منه که دجله بسی 

                                                      پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد

گرت زدست برآید چو نخل باش کریم

                                                   ورت زدست نیاید چو سرو ، باش آزاد


[ 90/12/01 ] [ 15:14 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]
[ 90/11/30 ] [ 17:52 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]
در نظر دارم اگر توفیق حاصل گردد ، نقبی به مسائل اجتماعی شهر خواف هم بزنم . شهری کوچک با مردمانی باصفا که دل های گرمشان گاه پر از صلابت همراهی هست و گاه هیجان احساسشان پر از تحرک. منطقه ای کویری که گاه دستان پرمهر خدا رحمتش را بر شانه های خسته ی این دیار سرازیر می کند و لب های خشکیده ای را به آب مهرش سیراب می نماید و گاه چشمان برق زده ، رخ بر آسمان می گیرند و فقط از او مدد می طلبند!

شهر خواف مردمی مهربان و صمیمی دارد ، مهمان دوست و مهمان نواز ، که گاه میهمان را نیز از خویشتن مرتبتی بالاتر می دهند! رفتاری که هوس بالا نشینی را در سر مهمانشان می پروراند ، اما خیالی نیست که همچنان مهمان حبیب خداست!!!!!



ادامه مطلب
[ 90/11/15 ] [ 0:20 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]
امروز صبح

به عادت همیشگی

                         بیدار شدیم !

شب پیش

      باغفلت شب آواز خواندیم!

شب را تکرار نمودیم!

و صبح

     در خیالمان شیرین شد!

بی دلیل

          به خورشید عادت کردیم

و یادمان رفت

گاهی چترهایمان را هم برداریم !!!...

                                                 دی ماه 90


[ 90/11/13 ] [ 15:3 ] [ عبدالجلیل کریم پور ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دبیر جامعه شناسی هستم ، علاقه مند به معلم و معلمی . معلم را آزاده ای میدانم که همیشه می خواهد بذر اندیشه و آگاهی را در کشت زار وجود شاگردانش بیفشاند . پرورشش دهد و او را آزاد مردی اندیشمند سازد.
آشنای لحظه هایم شعر است و با آن عشقم را به شما هدیه می کنم.
آپلود عکس